ياكوب ادوارد پولاك ( مترجم : كيكاووس جهان دارى )

412

سفرنامه پولاك ( ايران و ايرانيان ) ( فارسى )

داشته باشد . علاوه بر اينها ايرانى از مثل رايج « عقل و دولت قرين يكديگرند » به اين صورت نتيجه‌گيرى مىكند كه پس هركس دولت ندارد عقل هم ندارد . حالا هرگاه فرض كنيم يك اروپائى با صرف مرارت بسيار و ناگفتنى ، فداكارى و امساك و ازخودگذشتگى بتواند مطبى با درآمد مكفى داير كند تازه حقد و حسد همكاران ايرانيش باعث مىشود كه آب خوش از گلوى او پائين نرود . هرگاه بيمار تحت معالجهء طبيبى بميرد نه تنها طبيب حق ادعاى هيچ نوع دستمزدى ندارد بلكه گناه مرگ بيمار را مستقيما متوجه او نيز مىدانند ؛ زيرا اين عقيده رواج دارد كه اگر طبيب دخالت نمىكرد بيمار هرگز نمىمرد . پس در نتيجه به محض اينكه حال مريض به نحو تهديدآميزى رو به وخامت گذارد طبيبها بتلاش مىافتند كه خود را كنار بكشند و بدين ترتيب مريض و خويشاوندانش از اين طريق تقريبا رسما اطلاع حاصل مىكنند كه پايان كار نزديك است . حال هرگاه بخت بد گريبان طبيبى را بگيرد و بدون آنكه از مرگ بيمار مطلع شده باشد ، سهوا به عيادتش برود ديگر به سهولت ممكن است خطر دامنگيرش شود و مورد بدرفتارى زنان و خدمهء منزل قرار گيرد . بدين دليل طبيب ايرانى ناگزير است - و من خود بناچار چنين مىكردم - كه در منزل بيمار جاسوسى بگمارد تا بلافاصله پايان كار او را به اطلاعش برسانند . البته اين بلا نيز يك‌بار بر سر من آمد كه از مرگ يكى از بيماران تحت معالجهء خود به اين ترتيب آگاه شدم ، و شش سال بعد وى را با كمال تعجب صحيح و سالم و سرپا ديدم . در دوران قديم طبيبى كه يكى از افراد خانوادهء سلطنتى را معالجه مىكرد ناگزير بود پس از مرگ او مدتى پنهان شود يا در جائى بست بنشيند « 13 » ، اما حالا نظريات مردم در اين‌باره قدرى ملايمتر شده است . هنگامى كه محمد شاه بدرود حيات گفت همين اندازه كافى بود كه طبيب شخصيش دكتر كلوكه چند روزى از منزل خود خارج نشود . در واقعهء مرگ فرزند دلبند شاه فعلى كه به ولايتعهدى نيز منصوب شده بود طنابهاى چادر حكيم ايرانى را بريدند ، اما خوشبختانه تير چادر بر سر وى اصابت نكرد و وى فرصت يافت تا به بست بگريزد ؛ داروندار مختصرش را هم كه در ابتدا ضبط كرده بودند بعدا به وى بازپس دادند . به من فقط يادآورى كردند ، به علت عدم لياقتى كه در كار نشان داده‌ام ديگر به خدمتم احتياجى ندارند : اما اين اشاره نيز پس از سه روز بدون اينكه من خود تقاضائى كرده باشم منتفى شد . به هر تقدير امروز نيز طبيب كار به جائى مىكند كه در صورت بروز فاجعه‌اى در جائى مطمئن پناه جويد ، تا اولين توفانها سپرى شود . هر ايرانى تحصيل كرده و تربيت شده به نگاهدارى بدن و حفظ سلامت خود دائما توجه دارد . راحت و حركت ، خواب و بيدارى ، پوشاك ، خوردن و نوشيدن يعنى « ستهء ضروريه » در ذهن وى طبق ضوابط دقيق و روابط علت

--> ( 13 ) . اين رسم در اواخر قرن شانزدهم هنوز در روسيه برقرار بود ( اولئاريوس ، ص 163 ) .